خبرگزاری هدهد شهرستان تفرش :
مردمسالاری
روزنامه مردم سالاری در سرمقاله خود با عنوان « دکترحسابی و رابطه بین فضای اجتماعی و سرمایه اجتماعی » به قلم « میرزا بابا مطهرینژاد » آورده است.
یک مثل آفریقائی میگوید: کسی که میوه میخورد، باید سپاسگزار کسی باشد که درخت را کاشته است. معمار دانشگاه و کاشت درخت تحصیلات نوین دانشگاهی در کشور دکتر سیدمحمود حسابی است که این روزها بیستمین سال یاد درگذشت او را شاهد هستیم. هر کس که به هر شکل امروز در ایران از دانشگاه و محصولات فکری و علمی و عملی آن بهره میبرد باید از این شخصیت جهانی و افتخاراتش سپاسگزار باشد.
دکتر حسابی را تنها به عنوان یکی از مفاخر علمی کشور نباید به حساب آورد که اگر تنها همین هم بود، بزرگداشت یاد و نام او سزاوار بود، ولی علاوه بر این امتیاز، دکتر حسابی برای نزدیک به یک قرن رابط بین فضای اجتماعی و سرمایه اجتماعی در میان فرهیختگان کشور وابسته به حوزه و دانشگاه است. از دیدگاه صاحبنظران و جامعهشناسان صاحبنام فضای اجتماعی، نخستین و واپسین واقعیت موجود هر جامعه است که متضمن شناخت دنیای اجتماعی در قالب روابط است.
فضای اجتماعی، تنها تجمع انسانها نیست، بلکه توزیعی از منابع اعمال و آرایش مقامهای اجتماعی و متفاوت است.
خود مقامهای اجتماعی نیز تنها در تضاد با دیگر مقامها وجود دارند.
معنای سخن فوق این است که فضای اجتماعی دارای ساختی سلسله مراتبی بر پایه تفاوتها و تمایزهاست. جایی که در آن افراد یا گروهها بر پایه نوع روابطشان با یکدیگر و بر پایه نوع تمایز و تفاوت و جایگاهی که در برابر هم دارند، موجودیت مییابند.
این فضا هم یک حوزه قدرت است که اراده خود را بر عاملان اجتماعی تحمیل میکند و هم یک حوزه منازعه هست که این عاملان درون آن به رویارویی با وسایل و اهداف متفاوت مشغولند و بر حسب موقعیت هر یک در ساختار حوزه قدرت سببی برای حفظ یا تغییر ساختار میتوانند باشند.
همانند جریان میدانهای مغناطیسی و فلوی مغناطیسی. فلوی مغناطیسی در یک جریان مغناطیسی میتواند آنچنان نیرویی ایجاد کند که چرخهای عظیم یک صنعت را به حرکت در آورد. در میدان اجتماعی نیز سرمایههای اجتماعی و مفاخری چون دکتر حسابی آن چنان تحرکی را به وجود آورده است که خود باوری، اعتماد به نفس، امید به زندگی و نشاط و شادی، ثمره انکارپذیر آن است.
دکتر حسابی زندگیای دارد که مجموعه متنوعی از میدانهای اجتماعی را نیابت میکند و سیره و روش و ارتباطات او میدانهای مربوط به ذوق و سلیقه، تولید دانشگاهی و روشنفکری، خلاقیت هنری، آموزش و زبان را نه تنها در زمان حیات که 20 سال بعد از فوت نیز به حرکت در میآورد.
دوست ندارم برداشت و احساسم را در مفاهیم فوق با تحلیل رفتار شناسانه از دکتر حسابی سادهسازی کنم و در ظرفی به نام یادداشت مطبوعاتی فرصتی هم برای این کار نیست، ولی از آنها که با زندگی این شخصیت ماندگار آشنائی دارند انتظار دارم این مفاهیم را با دقت و چند بار مرور کنند. به عنوان موید گفتههایم شما را دعوت میکنم خبر رویداد بیستمین سال یاد دکتر حسابی که روز پنجشنبه 15 شهریور در تهران و تفرش برگزار شد را مرور کنید.
کافی است اشاره کنم در مراسم تهران که شخصا افتخار حضور داشتم شما شاهد سخنانی با چاشنی پررنگ خاطره و شرح معاشرت با دکتر حسابی و الگو گرفتن و درس آموختن از زندگی او توسط طیف گستردهای از مقامهای اجتماعی هستید که برخی از آنها را ذکر میکنم: حجتالاسلام دکتر احمدی فیلسوف و رئیس انتشارات سمت، دکتر غفوریفرد فعال سیاسی، دکتر خادم ورزشکار و عضو شورای شهر تهران، حسامی طنزپرداز کهنسال، چند شاعر، دکتر حیدری نماینده سابق مجلس و استاد دانشگاه، عزت الله انتظامی هنرمند صاحب نام کشور، مدیر جوان سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد و سردار ساجدی نیا رئیس پلیس تهران و چند استاد دانشگاه در رشته فیزیک و یک پزشک و...علاوه بر عناوین سخنرانان، محتوای کلام و گفتار و دغدغه آنها در زنده نگهداشتن مقام و یاد استاد حسابی را با هیچ ترازویی نخواهید توانست به کیل آوری، مگر با آنچه که گفتم یعنی نقشی که حسابی در رابطه با فضای اجتماعی و سرمایه اجتماعی ایفا کرده است.
دقتی که در کشف و یادآوری تمایزها و تفاوت ها داشت و تجلیلی که همگونیها و همسانی ها و همسائیها به عمل میآورد. این نوع نگرش است که فضای اجتماعی برای رشد به وجود میآورد، نیروی اجتماعی تحولآفرین خلق می کند و شکل گیری فضای اجتماعی هم افزا را سبب میشود.
توجه به چنین سیره و روشی درمان درد امروز جامعه ما است. در کتاب «استاد عشق» که چاپ بیست و ششم آن در بیستمین سال یاد پروفسور حسابی رونمایی شد میگوید: «پروفسور حسابی در بازگویی روزهای بازپسین از همه میگویند، از پدر و مادربزرگ، همسر و هرکس که در گذر زندگی دستی و آغوشی به مهربانی به سویشان گشودهاند...»
در فرجام سخن، از اینکه برخلاف میل ناچار شدم در این مجال، کلی و شاید با ابهام بنویسم، پوزش میطلبم. چرا که ذکر برخی مصادیق ممکن است باعث سوءتفاهم شود و سوءتفاهم مانع حرکت و تفاهم و نقض غرض است.


خبرگزاری هدهد شهرستان تفرش:

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران اراک، وي «موزه علوم طبيعي ايران» را بنيان نهاد و بزرگترين اثر او، تأليف كتاب فلور مستقل ايران به نام «فلوردوليران» به زبان فرانسه است.
پروفسور پارسا بيش از ۶۰ سال از عمر خود را به تحقيق و تفحص درباره طبيعت ايران پرداخت و پنج سال پيش، در سن ۹۰ سالگي، در حالي كه هنوز به حرفهاش، سرزمينش و آثارش عشق ميورزيد، با طبيعت و هر آنچه داشت وداع كرد. پروفسور پارسا در فاصله سالهاي ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۹ شمسي نخستين فلور مستقل ايران را به نام فلور «دوليران» به زبان فرانسه تأليف كرد كه در ۵ جلد و بيش از ۷۰۰۰ صفحه از سوي وزارت فرهنگ آن زمان منتشر شد.
كار تأليف فلور ايران با امكانات آن زمان، كاري بسيار بزرگ و سخت بود، اما دكتر پارسا، آن را با صبر و حوصله و تحمل مشقتهاي بسيار به پايان رساند. تأليف اين فلور در حالي انجام شد كه فلور بسياري از كشورهاي ما را خارجيها مينوشتند. حتي پيش از آن نيز، اتريشيها وآلمانيها، فلور ايران را جمعآوري ميكردند
.گونههاي گياهي ايران، گاه از طريق تاجران اروپايي به اين كشورها منتقل ميشد و بعد، از موزههاي اين كشورها سر درميآورد و پروفسور پارسا در آن شرايط حس ميكرد كه بايد كاري كند.
شاگردان استاد معتقدند كه وي، زماني به تنهايي به اين كار پرداخت كه نه در دانشگاه تهران (تنها دانشگاه نوبنياد آن زمان) و نه در هيچ جاي ايران، هرباريوم، كتابخانه تخصصي، امكانات پژوهشي و همكاران علمي متخصص براي اين كار نبود.پروفسور پارسا براي انجام تحقيقات خود، بناچار از منابع و نوشتههاي گياهشناختي خارجي به ويژه «فلورا ارينتاليس بواسيه» و مجموعههاي گردآورنده دانشمندان و جهانگردان اروپايي بهره گرفت و براي اين كار، سالها تلاش كرد.وي به مطالعه و تحقيق منابع خارجي اكتفا نكرد بلكه به تنهايي و يا به كمك دانشجويان و همكاران ايراني خود، به گردآوري نمونههاي جديدي از فلور ايران پرداخت.
پروفسور پارسا در بررسيهاي خود در خارج و داخل كشور توانست، ترادف گياهشناختي بسياري از گونههاي گياهي را نشان دهد و از تكرار آن، جلوگيري كند. چرا كه نمونههاي گياهان ايران را گياهشناسان و پژوهشگران اروپايي در مدت حدود دو قرن و نيم از نواحي مختلف گردآورده و بيتوجه به كارهاي ديگران مستقلاً بررسي و نامگذاري كرده بودند و از اين رو نامهاي علمي مترادف بسياري در نوشتههاي گياه شناختي اروپاييان بود كه گمراه كننده بود.
«دكتر احمد قهرمان» استاد دانشگاه تهران و از شاگردان پروفسور پارسا در اين باره ميگويد: «اگر به عصري كه استاد پارسا كارهاي تحقيقاتي علمي و پايهاي را براي تأليف فلور در ايران شروع كرد، توجه كنيم، ميبينيم كه آغاز اين كار بزرگ با چه دشواريها و مشكلاتي روبهرو بود و نگارش آن تا چه اندازه به صبر، حوصله، پشتكار، خستگيناپذيري و تحمل نياز داشت. با توجه به وسعت كار و اين واقعيت كه فلورهاي كشورهاي همجوار ايران مثل تركيه و عراق را دانشمندان خارجي تدوين كردهاند، تأليف فلور ايران از كارهاي شاخص علمي در قرن ۱۹ ميلادي است.»
پروفسور پارسا براي انجام اين كار، تمامي گياهان و رستنيهاي ايران را جمعآوري و كدگذاري كرد و نخستين مرحله پژوهشي خود را پس از اخذ دكتراي گياهشناسي و بازگشت به ايران به جمعآوري نمونههاي گياهي زادگاهش «تفرش» اختصاص داد و پس از آن، نمونههاي ديگر نقاط ايران را نيز جمعآوري كرد. پروفسور «قدرتالله پارسا» از خويشاوندان و دوستان نزديك استاد ميگويد: «خوب به ياد دارم در سالهاي ۱۳۲۷ كه من، دوره دبيرستان را ميگذراندم، تابستانها ايشان به تفرش ميآمد و سرگرم نمونهبرداري و تحقيق از گياهان كوههاي آن منطقه ميشد و روزانه بيش از ده ساعت به نوشتن كتابهاي گياهشناسي به زبان فرانسه ميپرداخت و مرتباً نوشتههاي آماده شده را براي چاپ مجموعه كتاب «فلور ايران» به تهران و وزارت فرهنگ آن زمان ميفرستاد.»
وي، علاوه بر اين پژوهش به بررسي فلور كشورهاي ديگر نيز پرداخت و سپس نمونههاي منحصر به فردي از فلور ايران را ضمن تحقيقات خود، بررسي كرد كه بعدها در ۵ جلد متمم فلور مذكور شدند.
پروفسور پارسا در اواخر عمر خود مجدداً در فلور گياهي ايران تجديد نظر كرد و سپس نسخه جديدي از آن را با كمك «دكتر زينالعابدين ملكي» (يكي از شاگردان خود) تهيه و ترجمه كرد كه چاپ آن در ۱۱ جلد پيشبيني شده است و تاكنون جلد اول و دوم آن (به ترتيب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۶۳) از سوي وزارت فرهنگ و آموزش عالي به چاپ رسيده است.
پروفسور قدرتالله پارسا ميگويد: «فلورهاي تأليفي استاد از كارهاي عالي او در سطوح بينالمللي است كه زينتبخش تمام دانشگاههاي اروپايي و آمريكايي است. وقتي در سال ۱۳۵۰ در پاريس مشغول تحصيل بودم، به اتفاق پروفسور احمد پارسا به دانشكده علوم و موزه گياهان دانشگاه پاريس رفتيم و رئيس دانشكده از استاد بسيار استقبال و تجليل كرد و كتابهاي مفصل او را در كتابخانه آن دانشكده نشان داد و اظهار داشت كه اين كتابها از كاملترين و بهترين كتابهايي است كه استادان و دانشجويان به عنوان مرجع استفاده ميكنند.»
ساير تأليفات استاد پارسا داراي مقالات بسياري در مورد فلور ايران در مجلات بينالمللي به خصوص در نشريه علمي گياهشناسي «كيو» لندن است. از تأليفات استاد به زبان فارسي نيز ميتوان دو جلد كتاب گياهان شمال ايران (سال ۱۳۱۸، شركت چاپخانه ارژنگ تهران)، كتاب دارونامه (۱۳۲۵، انتشارات وزارت فرهنگ سابق)، كتاب اندامشناسي گياهان (سال ۱۳۳۱، انتشارات وزارت فرهنگ سابق)، ۳ جلد كتاب تيرهشناسي يا تاگزونومي گياهان آوندي (سال ۱۳۳۴، انتشارات دانشگاه تهران) و... را نام برد. موزه علوم طبيعي ايران از تأسيس تا فراموشي
پروفسور احمد پارسا ، پس از اخذ دكتراي گياهشناسي و علوم طبيعي در فرانسه، به ايران بازگشت. وي در سالهاي نخست مراجعت، به تنهايي و در سال ۱۳۱۶ كه در مقام استاد گياهشناسي دانشكده علوم و دانشسراي عالي دانشگاه تهران قرار گرفت، به اتفاق برخي شاگردان خود به گردآوري گياهان ايران پرداخت. در سال ۱۳۲۴ موزه علوم طبيعي را با بودجه وزارت فرهنگ آن زمان كه تأمين كننده بودجه دانشگاه تهران نيز بود،
در قسمتي از ساختمان بزرگ دبستان حكيم نظامي سابق (واقع در مقابل موزه ايران باستان) تأسيس كرد و گياهان گردآوري شده را به منظور تأسيس «هربيه ملي» به آن موزه انتقال داد و به اين ترتيب «هرباريوم موزه علوم طبيعي ايران» را بنيان نهاد. در سال ۱۳۳۳ وزارت فرهنگ به علت تفكيك بودجهاش از بودجه دانشگاه، بودجه اين موزه را قطع و نياز خود را به محل آن اعلام كرد و هرباريوم و اشياي موزه به ناچار به ساختمان دانشكده علوم دانشگاه تهران منتقل شد.
با مأموريت دكتر پارسا در سال ۱۳۳۵ به آمريكا، سرپرستي موزه به «دكتر علي زرگري» واگذار شد و سپس در همان سال، با تأسيس «مؤسسه مطالعات مناطق خشك» دردانشگاه تهران، گياهان اين موزه به اين مؤسسه منتقل شد كه متأسفانه از آن سنگها و فسيلها ديگر اطلاعي در دست نيست و به اين ترتيب، نام «هرباريوم موزه علوم طبيعي» از ميان رفت.
دكتر زرگري مسئوليت هرباريوم مؤسسه مطالعات مناطق خشك را تا سال ۱۳۴۰ به عهده داشت. با انحلال اين مؤسسه، گياهان هرباريوم آن به دانشسراي عالي انتقال يافت و پس از آن «دكتر گل گلاب» اين نمونهها را به دانشكده داروسازي انتقال داد.
«دكتر قهرمان» در اين باره ميگويد: «يادم ميآيد كه با دكتر شيباني رئيس وقت دانشگاه تهران رفتيم پيش ايشان و گفتيم كه اين نمونهها را پس بدهند ولي كارمندهايشان را به ما دادند و در حالي كه ما با تورم نيروي كار مواجه بوديم، گياهان هنوز همان جا بود. بعد از انقلاب هم، خيلي سعي كرديم كه آنها را پس بگيريم اما نشد.»به اين ترتيب «هر باريوم» پروفسور پارسا كه تقريباً حاوي همه گياهان مذكور در فلور ايران بود - از جمله، نزديك به ۲۵۰ گونه جديدي كه وي از ايران براي فلور دنيا تشخيص داده و به نام خود او بود و نمونه نخست آنها در مورد گياهشناسي «كيو» لندن هنوز به عنوان «تايپ» وجود دارد- در اين دست به دست شدنها از بين رفت. پروفسور احمد پارسا در نامهاي كه به دكتر احمد قهرمان (۱۰/۲/۱۳۷۳) نوشته، آورده است: «... من از سرنوشت موزه تاريخ طبيعي خودم بسيار ناراحتم. آن كلكسيون معظم زمينشناسي (فسيل و سنگ) و جانورشناسي و گياهشناسي چه شد؟ من از هر نمونه گياهان ايراني، يكي يا چند تا داشتم كه در «كيو» به دقت نامگذاري كرده بودم. گويا سرنوشت همه كلكسيونها را به دست و عهده چند نفر بياطلاع و مغرض داده بودند...»
پروفسور دكتر احمدپارسا دردوم خرداد سال ۱۳۷۶ در كاليفرنيا درگذشت.


خبرگزاری هدهد شهرستان تفرش:
خبرگزاری فارس: آیین بزرگداشت پروفسور محمود حسابی پنجشنبه، 16 شهریور ماه برگزار میشود.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از بنیاد پروفسور سید محمود حسابی، بزرگداشت این دانشمند بزرگ ایرانی در دو بخش و ابتدا در منزل وی در شهر تهران (از ساعت 8 تا 10) و سپس در شهر تفرش و بر سر مزار این دانشمند ایرانی (از ساعت 17) پنجشنبه 16 شهریور برگزار میشود.
بر اساس این گزارش، سیدمحمود حسابی سال 1281 از والدینی تفرشی در شهر تهران به دنیا آمد. این خانواده بعد از چند سال به بیروت مهاجرت کردند و حسابی تحصیلات ابتدایی خود را در این شهر آغاز کرد.
وی از کودکی با مسایل دینی و ادبی آشنا شد، قرآن کریم و دیوان حافظ را حفظ کرد و بر بوستان و گلستان سعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و منشآت قائم مقام مسلط شد.
«افعال فرانسه به فارسی»، «وندها و گهواژههای فارسی»، «چگونگی تاریخ ایران»، «کتابهای فیزیک دبیرستان» در سال 1318، کتابی در تفسیر امواج دوبر در شش رساله از سوی دانشگاه تهران، کتاب «دیدگانی فیزیک»، «قانون تاسیس دانشگاه»، «نامهای ایرانی»، «واژهنامه تخصصی فیزیک» و رساله «نظریه ذرات بینهایت گسترده» از آثاری هستند که از این فیزیکدان، سناتور، وزیر آموزش و پرورش، بنیانگذار فیزیک دانشگاهی ایران بر جای مانده است.
وی در مجموع 21 کتاب و مقاله منتشر کرده که حوزههای مختلفی مانند فیزیک و ادبیات فارسی را پوشش میدهند.
پروفسور حسابی مدتها در بخش علمی بنیاد آموزشی دارالمعلمین عالی در رشته فیزیک و شیمی تدریس کرد. این انجمن در سال 1321 به دانشسرا تغییر نام یافت.
وی در تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران همکاری داشت و دانشکده فنی و دانشکده علوم این دانشگاه را بنیان گذاشت و سالها ریاست دانشکده علوم را عهدهدار بود.
منزل استاد محمود حسابی در تهران، واقع در محله تجریش، چهار راه حسابی، اکنون به «موزه دکتر حسابی» تبدیل شده و در آن وسایل شخصی، مدارک علمی و تحصیلی، نشانها و تقدیرنامهها و عکسهای قدیمی وی به نمایش گذاشته شدهاند.
پروفسور محمود حسابی، 12 شهریور ماه سال 1371 در شهر ژنو سوییس درگذشت و در شهر تفرش به خاک سپرده شد.


خبرگزاری هدهد شهرستان تفرش:

درگذشت فیزیکدان شهیر دکتر «محمود حسابی» پدر فیزیک نوین ایران (1371 ش)
محمود حسابی در سال 1281 ش در تهران دیده به جهان گشود. پدرش سفیر کبیر ایران در بغداد بود که پس از مدتی بدون خانوادهاش به ایران بازگشت و از آن پس، استاد با فقر و تنگدستی، تحصیلات خود را ادامه داد. وی اندیشمندی بود که تنها به یک رشته از علوم و فنون بسنده نکرد و از سن 17 سالگی موفق به اخذ مدارج عالی تحصیل گردید. از جمله این مدارک علمی میتوان به کارشناسی ادبیات، علوم، مهندسی راه و ساختمان، معدن، برق، زیستشناسی و دکترای فیزیک اشاره کرد. او به زبانهای رایج دنیا مانند عربی، انگلیسی، آلمانی و فرانسه، آشنایی کامل داشته و با زبانهای سانسکریت، لاتین، یونانی، پهلوی، اَوِستا، ترکی و ایتالیایی و روسی نیز آشنا بود.
دکتر حسابی تنها شاگرد ایرانی آلبرت انیشتین بود. وی پایهگذار دهها مرکز علمی، صنعتی، فرهنگی و خدماتی در کشور بود که عبارتند از: دانشسرای عالی، اولین ایستگاه هواشناسی، دانشکده فنی و دانشکده علوم دانشگاه تهران، مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، انجمن موسیقی ایران و فرهنگستان زبان ایرانی و ... معروفترین تئوری علمی دکتر حسابی، نگره بینهایت بودن ذرات است که بالاترین نشان کشور فرانسه را برای ایشان به ارمغان آورد. پروفسور محمود حسابی سرانجام در دوازدهم شهریور 1371 ش در نود سالگی در بیمارستان دانشگاه ژنو بدرود حیات گفت. پیکر وی بر حَسَب وصیتش در تفرش به خاک سپرده شد.


خبرگزاری هدهد شهرستان تفرش:
به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران اراک وی از سلسله سادات تفرش و از شاگردان مقدس اردبیلی و مورد وثوق کامل ایشان بوده به حدی که مقدس اردبیلی به شاگردان خود گوشزد میکنند که پس از من برای حل مشکلات علمی خود در شرعیات به میرعلام تفرشی و در عقلیات به میر فیض الله عبدالقاهر حسینی تفرشی رجوع کنید در حال حاضر هم تمام علمای اعلام و فقهای عظام به قدر و منزلت علمی و مذهبی میر علام واقف میباشند . قرن یازدهم هجری واواخر دوران صفویه فراگیری علوم دینی را از دوران کودکی آغاز کرد. پس از گذراندن دروس مقدماتی، به نزدمقدس اردبیلی رفت و علوم نقلی و فقه را از او فرا گرفت. پس از مدتی، به تحصیل علوم عقلیات مشغول گردید. وی در زهد و تقوا به درجهای رسید که تمام علمای اعلام و فقهای عظام به قدر و منزلت علمی و مذهبی میر فضل الله واقف میباشند . ایشان مورد وثوق کامل مقدس اردبیلی بوده به حدی که به شاگردان خود گوشزد میکنند که پس از من برای حل مشکلات علمی خود در شرعیات به میرعلام تفرشی و در عقلیات به میر فیض الله عبدالقاهر حسینی تفرشی رجوع کنید میرفیض الله عبدالقاهر حسینی تفرشی در نجف درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد.زمان فوت آن به قرن یازدهم هجری واواخر دوران صفویه میرسد./س


خبرگزاری هدهد شهرستان تفرش:
به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران اراک عبدالعظیم قریب، فرزند میرزا علی سررشتهدار در مرداد ۱۲۵۸ خورشیدی (رمضان ۱۲۹۶) در قریهٔ گرکان تفرش، از توابع آشتیان متولد شد. مقدمات زبان فارسی و عربی را در زادگاه خود آموخت. در نوجوانی در سال ۱۳۱۱ ه.ق به تهران آمد و نزد اساتید بزرگ آن روزگار به تحصیل و فراگیری زبان و ادبیات عرب، علم اصول، هیئت و نجوم پرداخت.
منطق و حکمت را در مدرسهٔ سپهسالار جدید نزد میرزا طاهر تنکابنی و زبان فرانسوی را در مدرسهٔ دارالفنون فراگرفت. میرزا عبدالعظیم خان قریب در سال ۱۳۱۷ ه.ق به استخدام وزارت معارف درآمد و در مدرسه علمیه که تنها آموزشگاه به شیوه جدید بود به تعلیم دانشآموزان مشغول گردید. از سال ۱۳۲۴ ه.ق تدریس در مدرسهٔ نظام را آغاز کرد و مدتها با وجود پیری مدرسهٔ نظام را ترک نکرد، و برخی از رجال بعدی ایران همچون کلنل محمدتقی پسیان از شاگردان او بودند. از سال ۱۳۲۰ قمری در مدرسهٔ دارالفنون و سپس در دارالمعلمین مرکزی (بعداً دانشسرای عالی) از نخستین دورهٔ تأسیس آن شروع به تدریس ادبیات فارسی کرد. استادان دارالمعلمین، کسانی چون ابوالحسن فروغی، شیخ مرتضی نجمآبادی و فاضل تونی نسبت به «جناب میرزا» احترام خاصی را رعایت میکردند. میرزا عبدالعظیم خان قریب همچنین در مدرسهٔ سیاسی و مدرسهٔ ایران و آلمان نیز تدریس میکرد، و ضمن آنکه درس فارسی میداد، در سر درس آموزگاران آلمانی حضور مییافت تا سبک نوین تدریس را از آنان فراگیرد و به کار ببرد. از سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۱ شمسی نیز پنج سال تعلیم محمدرضا شاه را به عهده داشت. هنگامی که دانشگاه تهران تأسیس شد، قریب از اولین کسانی بود که به مقام استادی دانشگاه برگزیده شد و در دانشکده ادبیات عهدهدار تدریس زبان و دستور فارسی شد. این سمت را تا پایان عمر به عهده داشت. وی به عضویت فرهنگستان ایران نیز انتخاب شد و از اعضای برجسته این فرهنگستان به شمار میرفت. عبدالعظیم قریب در زبان و ادبیات فارسی و عربی تسلط بیمانندی داشت و حدود ۵۸ سال از عمرش را با عشق و علاقه صرف تدریس دستور زبان فارسی و تعلیم و تربیت فرهیختگان ایران کرد. زمانی که وی تدریس را آغاز نمود، در مدارس به زبان فارسی اهمیتی داده نمیشد و متون مناسب برای تدریس این زبان به محصلان در دسترس نبود و یا اصلا وجود نداشت. وی قواعد زبان فارسی با به سبک دستورهای فارسی زبان اروپایی تدوین کرد و دستور زبان فارسی را در چهار جلد تألیف کرد. وی منتخباتی از نظم و نثر اساتید زبان فارسی را به نام فرائدالادب تهیه کرد که سالها در مدارس تدریس میشد. قریب نخستین استادی بود که دستور زبان فارسی را در قالبی ساده و روشن تدوین کرد و تدریس آن را به صورت ماده مستقل در مدارس رواج داد. از دیگر فعالیتهای فرهنگی قریب جمعآوری حدود هزار جلد کتب نفیس خطی بود که در کتابخانه بزرگ خود نگهداری میکرد. استاد عبدالعظیم قریب در سال ۱۳۲۶ طی جشنی از سوی دانشگاه تهران مورد تقدیر قرار گرفت و به پاس خدمات علمی و فرهنگی خود به دریافت نشان ویژه دانشگاه تهران نائل گردید و یکی از تالارهای دانشگاه نیز به نام وی نهاده شد. مرگ:وی که در سال های پس از بازنشستگی هنوز دردانشگاه تدریس می کرد ٬ به سبب زمین خوردن ٬ دچار شکستگی استخوان پای چپ شد و بستری گردید و بعد از عمل جراحی ٬ به سبب کِبَرِ سن و ناراحتی ناشی از شکستگی پا ٬ به رحمت ایزدی پیوست. عبدالعظیم قریب در سوم فروردین ۱۳۴۴ در تهران درگذشت. مزارش در جوار عبدالعظیم٬ در ایوان حرم مُشْرِف به صحن آیت الله کاشانی (صحن شاه سابق) ٬ واقع است؛ اما ٬ به سبب بسته شدن ایوان ٬ دسترسی به آن میسّر نیست. اکنون فرهنگستان زبان و ادب فارسی٬ برای قدردانی از خدمات فرهنگی او خانه قدیمش را در روستای گَرَکان بازسازی کرده و مرکز مطالعات دستور زبان فارسی قرارداده و مراسم افتتاح آن در ٢٠ آبان ١٣٧٨ برگزار شده است. خاندان:پدرش٬ میرزا علی ٬ سررشته دار مستوفی و از دانشمندان و اهل فضل زمان خود و پدربزرگش٬ میرزا یوسف مستوفی٬ وزیر شیخعلی میرزا پسر فتحعلی شاه بود و در قلمرو حکومت او به امور وزارت اشتغال داشت. مادرش٬ دختر میرزا اسماعیل مستوفی٬ زنی بود دارای تحصیلات که ٬ به گفته عبدالعظیم قریب٬ کارهای نوشتنی و خواندنی خویش را خود انجام می داد. جدّش حاج عبدالقریب بود که همه جناح های خاندان قریب از وی منشعب میشود. عبدالعظیم قریب پنج فرزند داشت: سه دختر و دو پسر. پسر بزرگ او ٬ مرحوم عباس قریب٬ پزشک متخصص رادیولوژی و چشم پزشکی ٬ سالها در بیمارستان بانک ملی خدمت کرد و در سال ۱۳۷۳ درگذشت. دختر مهتر او ٬ صدیقه قریب (همسر آقای معرفت ٬ صاحب کتاب خانه معرفت)٬ در سال ۱۳۷۵ درگذشت. دختر کهترش٬ مرحوم معصومه قریب٬ استاد گروه زبان شناسی همگانی دانشگاه تهران ٬ در سال ۱۳۷۴ درگذشت. پسر کهترش، یحیی قریب٬ استاد بازنشسته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران است. دختر دیگرش٬ زهرا قریب٬ همسر محمد قریب٬ بنیانگذار طب کودکان در ایران است که دارای دو پسر (حسین قریب، متخصص بیماریهای عروق و داخلی و از پزشکان برجسته ایرانی که اکنون در مرکز پزشکی مایوکلینیک امریکا مشغول خدمت است؛ و محسن قریب، متخصص رادیولوژی) و دو دخترند. آثار :فرائدالادب در نظم و نثر منتخب (در ۶ جلد، چاپهای متعدد)،دستور زبان فارسی (در ۴ جلد)،قواعد فارسی در صرف و نحو،بدایهالادب (۱۳۲۴ ه .ق)،کتاب ا۱۳۲۴ در ۳ جلد (۱۳۴۶ ه .ق)،قرائت فارسی، در ۲ جلد (به دستور وزارت فرهنگ و با همکاری تنی چند ازدانشمندان) (۱۳۰۲)،بدیع (۱۳۰۲)،تصحیح و تحشیه کلیله و دمنه (۱۳۰۸)،تصحیح و تحشیه گلستان سعدی (۱۳۱۰)،تصحیح تاریخ برامکه (۱۳۱۳)،سخنان شیوا (۱۳۱۸)،منتخب کلیله و دمنه (۱۳۲۰)،تصحیح و تحشیه بوستان سعدی (۱۳۲۸) منابع : آرین پور، یحیی: از نیما تاروزگارما، تهران، انتشارات زوار، ۱۳۷۶/مرسلوند، حسن: زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، الهام، ۱۳۷۵-۱۳۶۹/مجله یغما، سال هجدهم، شماره ۱، فروردین /س


خبرگزاری هدهد شهرستان تفرش:
به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران اراک وی همچنین به عنوان مربی و معلم خط نستعلیق در کلاسهای انجمن خوشنویسان ایران از سال ۱۳۴۶ نیز فعالیت کردهاست و از بنیانگذاران انجمن خوشنویسان استان مرکزی است که از بدو تأسیس تا کنون، این همکاری ادامه داشتهاست.
وی شاگرد استادان سیدحسین میرخانی و سیدحسن میرخانی است. فتحعلی واشقانی در سال ۱۳۰۹ هجری خورشیدی در روستای واشقان از توابع فراهان اراک متولد شد. دراوان کودکی نخست به فراگیری قرآن و تحصیلات مکتبی و تمرین خوشنویسی پرداخت. اولین استادش در خط، میرزا ذبیحالله واشقانی بود که اولین سرمشق را بر لوح چوبی با عبارت «اول کارها به نام خدا» تعلیم کرد.
وی در سال ۱۳۳۵ به تهران مهاجرت کرد و در کلاس اساتید بزرگی همچون سیدحسین و سیدحسن میرخانی شرکت نمود و مراحل رشد در خوشنویسی را طی کرد. انجمن خوشنویسان ایران در سال ۱۳۴۳ او را به عنوان اولین مدرس خود انتخاب نمود و بسیاری از شاگردان ایشان هماکنون در انجمن خوشنویسان ایران به عنوان مدرس فعالیت میکنند.او در سال ۱۳۵۹ به تشخیص اساتید سیدحسن و سیدحسین میرخانی٬ علی اکبر کاوه و ابراهیم بوذری به درجهٔ استادی رسید.
وی در سال ۱۳۶۷ به استناد آثار قلمی و نمایشگاه و فعالیت فرهنگی هنری که از وی به جا مانده بودگواهینامه درجه یک هنری که معادل مدرک دکتری است را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرد. استاد ضمن برگزاری کلاس های آموزشی به تاسیس انجمن خوشنویسان در شهرهای اراک، تفرش، آشتیان، ساوه، مامونیه، دلیجان، محلات، خمین، شازند، کمیجان، خنج، اوز، گراش، لار، لامر و بستک اهتمام ورزید.
او در سال ۱۳۷۱ بهعنوان نماینده ایران برای اشاعه هنر خوشنویسی به کشور یمن رفت و در سال ۱۳۷۵ نیز به همراه سایر استادان به کشور جمهوری آذربایجان سفر کرد.
وی در سال ۱۳۷۵از اکبر هاشمی رفسنجانی لوح تقدیر دریافت کرد. تاکنون کتابهای زیر به خط فتحعلی واشقانی به چاپ رسیده است: ترجمه فرآن مجید جلی قلم کلک مشکین آیت مهر دیوان حافظ مشق مشکین


خبرگزاری هدهد شهرستان تفرش:
به گزراش خبرنگار باشگاه خبرنگاران اراک در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان، توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) ، تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند.
استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي، منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.
شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو، پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات، در سن نوزده سالگي، ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي، به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند. شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان، ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.
در 1303 پس از اخذ دانشنامه هاي ستاره شناسي و نجوم و زيست شناسي از دانشگاه امريكايي بيروت عازم فرانسه شد. در سال 1304 درجه ي مهندسي برق را از دانشكده ي برق ( اكول سوپريور دو الكتريسيته) و در 1305 مدرك تحصيلات معدن مدرسه ي عالي معدن پاريس را دريافت كرد. تحصيلات رسمي دكتر حسابي در سال 1306 با اخذ درجه ي دكتراي فيزيك از دانشگاه سوربن فرانسه خاتمه يافت.
او در مدت تحصيل خود زبان هاي عربي، انگليسي، فرانسه و آلماني را آموخته بود به طوري كه مي توانست از نوشته هاي علمي و فني آن ها به خوبي استفاده كند . در ضمن تحصيل رسمي در چند رشته ورزشي از جمله شنا موفقيت هايي كسب كرد.
بازگشت به ايران
در سال 1307 به سبب افزايش مدرسه هاي متوسطه و احتياج به معلم براي تدريس در آن ها ، دارالمعلمين عالي را تأسيس شد . دكتر حسابي در قسمت علمي اين مؤسسه در رشته ي فيزيك و شيمي به تدريس فيزيك پرداخت. دارالمعلمين عالي در سال 1321 به دانش سرا تغيير نام يافت و دكتر حسابي همچنان به تدريس در آن مؤسسه تربيتي مشغول بود.
در سال 1313 دانشگاه تهران را با همكاري جمعي از فرهنگ پروران تأسيس كرد و دانشكده فني را بنيان نهاد و مدت دو سال رياست دانشكده ي فني و تدريس در آن را برعهده داشت. پس از مدتي دانشكده علوم دانشگاه تهران را بنيان نهاد. رياست اين دانشكده از 1321 تا 1327 و از 1330 تا 1336 به عهده ايشان بود. از آغاز كار دانشكده علوم تدريس بعضي از درس هاي فيزيك را عهده دار بود تا آن كه شاگرداني كه خود تربيت كرده بود به مقام استادي رسيدند و ايشان فقط به تدريس اپتيك پرداختند.
همزمان با تحصيل در رشته معدن در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي به تحصيل و تحقيق در دانشگاه سوربن در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك" با درجه عالي دريافت كردند. استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.
پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد.
پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد.
حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي پژوهشي تخصصي علمي و ... از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:
_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر)
_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك)
_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور
_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي
_ پايه گذاري دانشسراي عالي
_ ساخت اولين راديو در كشور
_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور
_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور
_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور
_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران
_ تعيين ساعت ايران
_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران
_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي
آثار و خدمات
دكتر حسابي كه در يك خانواده با فرهنگ ايراني و مسلمان تربيت شده بود، با فرهنگ مغرب زمين نيز آشنا شد و توانست با شايستگي از امكانات موجود استفاده كند و خود را پرورش دهد و آن گاه توانايي هاي خود را در جهت سازندگي به كار گيرد. آثار و خدمات دكتر حسابي در عمر طولاني و مؤثرشان عبارت از تربيت مستقيم چند هزار مهندس، استاد و دبير فيزيك، پايه گذاري چند نهاد علمي و فني، تأليف و انتشار چندين كتاب و مقاله ي علمي.
سراسر زندگي دكتر محمود حسابي در جريان آموزش و پرورش كشور بود. او بيش از شصت سال به آموزش فيزيك اشتغال داشت. نكته سنجي ، واقع نگري ، ژرف نگري علمي و تعمق و تفكر علمي را در جامعه علمي ما پايه گذاري كرد. او به كار معلمي خود عشق مي ورزيد و هيچ گاه از جستجو و كاوش باز نمي ايستاد. دكتر حسابي در كلاس هاي خود فقط مفاهيم علمي را انتقال نمي داد بلكه كوشش مي كرد كه در دانشجويان عشق و علاقه به علم آموزي و كاوشگري به وجود آيد و مهارت هاي لازم را كسب نمايند./س


خبرگزاری هدهد شهرستان تفرش:


خبرگزاری هدهد شهرستان تفرش:
لوتیها به جایی رسیده بودند که اگر مثلا شما میخواستید آن زمان به مسافرت بروید، زن و بچهتان را به لوتیها میسپردید و میرفتید.
لوتیها تمام زندگی زن و بچه شما را اداره میکردند بدون اینکه به آنها حتی نگاه کنند. تمام خریدها برای خانواده شما توسط همین لوتیها بود. دَرِ خانه را که میزدند، سرشان را پایین میانداختند، خریدها را داخل، کنار در می گذاشتند و میرفتند تا یکوقت نگاهشان به زن یا خواهر و مادر شما نیفتد. بعد که شما از مسافرت برمیگشتید، میرفتید سراغشان و هرچه خرج کرده بودند به آنها پس میدادید. لوتیها حافظ جان، مال و ناموس مردم بودند.
وقتی مرتضیخان احمدی حرف میزند- دور از جانش- مثل این است که عزیزجون خدابیامرزم لب باز کرده. او هم با همین آب و تاب از تهرون و تهرونیها میگفت؛ هم او، هم خانعمو و خالهجانم و هم تمام بروبچههای تهرون قدیم؛ با یک لهجه مخصوصی که مرتضیخان ترجیح میدهد به آن «زبان» بگوید و اصلا برای حفظ همین زبان بوده که کتاب «فرهنگ بَر و بچههای تِرون» را نوشته است؛ فرهنگی که ما روز به روز با آن بیگانهتر میشویم.
تهران قدیم آنگونه که از نوشتههای عصر قاجار برمیآید و آنگونه که سیاحان اروپایی گزارش کردهاند و نیز به روایت عکسهای قدیمی، باغ شهری بوده در سایهسار چنارستانهای بزرگ با چشمانداز زیبایی از البرز سترگ.
اما در همان حال، شهری بوده با محیطی نهچندان پاکیزه که به قول ناصرالدینشاه، کثافت سبزه میدانش «نقل مجالس کل ایران و عالم» و به قول اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات او، چالمیدانش «بسیار کثیف و همیشه مزبله شهر» بود. بیماریهای مسری شیوع بسیار داشت و وبا هراز چندگاهی سبب تلفشدن هزاران نفر میشد.
اگر باران میبارید، سیلاب دشت شمیران شهر را تهدید میکرد و اگر آسمان خست به خرج میداد، قحطی و بینانی قطعی بود. اما نه مرتضیخان احمدی، نه عزیزجون خدابیامرزم، نه خانعمو و خاله جانم و نه هیچکدام از آنهایی که آن روزگار را دیدهاند، اینها را به خاطر یا به زبان نمیآورند وفقط به نیمه پر این لیوان مینگرند.


خبرگزاری هدهد شهرستان تفرش:
پروفسوراردشیر قوام زاده، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و رئیس مرکز تحقیقات سرطان این دانشگاه برترین محقق جهان در زمینه تحقیقات سرطان و خون شد.


.: Weblog Themes By Pichak :.